وقتی اسم تهرانو میشنوین اولینچیزی که براتون تداعی میشه چیه؟! یه شهر پر از دود و صدا و آشفتگی و اضطراب؟ یا یه آرمانشهر پر زرقوبرق که مجموعهای از امکانات و فرصتهای بیانتهاست؟! باید بگیم که اینها همه قصه تهران نیست!
امروز ما قصهای تازه از این شهر براتون داریم، روایتی از ناگفتههای تهران که کمتر موردتوجه قرار گرفتن! میخوایم تهران رو از زیر حجم خاکستری دود بیرون بکشیم و قصههای ناگفته و حرفهای نزدهشو از ورای صداهای کرکنندهاش بشنویم. پس اگه تصورتون از تهران فقط شبیه چیزاییه که توی فیلمها دیدین، یا اگه هیچ تصوری ازش ندارین، همراه ما بشین. تا اینبار که گذرتون به تهران افتاد بدونید این شهر به اون بیرحمی و ترسناکی که میگن نیست. یادتون باشه هزارویک نقطه جذاب دیدنی و قصه شنیدنی و طعم چشیدنی توی این شهر منتظرتونه.
تهرانی که ازش حرف میزنیم مثل بچه کمسنوسالیه که بهسرعت قد کشیده و بالنده شده! این شهری که الان با این وسعت و امکانات و جمعیت و فرصتهای متنوع میشناسیمش، کمتر از 250 ساله که پایتخت ایران شده. تا کمتر از 500 سال پیش هم، این شهر یه روستای گمنام در حاشیه ری بود که به میوهها و باغهای انار و مردمان یاغیش شناخته میشد! این روستای کوچیک پر از زاغهها و سردابهای مرموز بود و کار مردمش، غارت کاروانهایی بود که به ری رفتوآمد میکردن. این مردم موقع حمله دشمن به زیرزمینهاشون پناه میبردن. این شهر بی نامونشون و این منطقه بدون امکانات بهسرعت تونسته مسیر رشد و ترقی رو طی کنه و حالا مدینه فاضله مردم گوشهگوشه ایران شده.
درعوض هرچهقدر بخت با تهران یار بود، با ری سر ناسازگاری داشت. اون شهر آباد تاریخی که قرنها مرکز حکومت سلسلههای مختلف بود، به یه روستای کوچیک در حاشیه تهران امروزی تبدیل شد. ری مثل مادری بود که تهران از اون زاده شد و ققنوسوار با سقوطش زمینه رشد این شهر رو فراهم کرد. توی این راهنما از مسیری که تهران رو به نقطه امروزیش رسونده بیشتر میگیم.
اما شاید جالب باشه کمی هم از اون چیزی که الان هست بگیم. نه فقط از امکاناتی که از دور برای مردم شهرهای دیگه دلبری میکنه، بلکه از همه اونچه که به مهمانانش پیشکش میکنه. تهران زیبا کنار دود و شلوغی و ازدحام، کنجهای خلوت و جاذبههای طبیعی بینظیری هم داره. توی این شهر واسه هر سلیقهای جایی برای تفریح وجود داره. نقاط جذاب تاریخی با قصههای کهن، در کنار مراکز تفریحی و تجاری با سرگرمیهای مدرن و غذاپزیهای سنتی در کنار رستورانهای بینالمللی، تلفیق بینظیری از سنت و مدرنیزم رو در تهران به تصویر کشیده. این شهر رنگارنگ، مثل یه ایران کوچیک و رنگینکمونی از فرهنگ، زبان، آدابورسوم و سلایق و علایق مختلفه.
هر آدمی اینجا برای خودش نماینده نقطهای از ایرانه و با خودش طعم و رسم و آئین و مذهب و لهجهای رو به سوغات آورده. اما اینجا آدمها با وجود تموم ویژگیهای قومی و مذهبی و زبانی منحصربهفردشون باهم یکدست و عجین شدن و یه طیف رنگی هماهنگ و زیبا ساختن. هر گوشه از چرخ این شهر رو دستی از قوم و گروهی میچرخونه و هر قومیتی نقشی رو روی صحنه این نمایش زیبا برده. این درهمآمیختگی عجیب، بیشک خاصترین و جذابترین ویژگی تهرانه! چیزی که باعث شده همه اقوام ایرانی بهراحتی با این شهر خو بگیرن، اینه که تهران با آغوش بازش پذیرای هر سلیقه و فرهنگ و زبانیه و هیچ محدودیتی برای مهموناش نداره.
همونطور که لهجه تهرانیها بهقول عدهای، آمیختهای از لهجه تمام شهرها و در عینحال عاری از هر آهنگ و لهجهست، فرهنگ و سبکزندگی تهرانیها هم ترکیب الکشدهای از همه اقوام ایرانیه. از دل این خردهفرهنگهای متنوع و غنی، فرهنگ و آدابورسومی خاص شکل گرفته. این فرهنگ، سبکزندگی غالب تهرانیهای امروز رو تعریف میکنه. امروز از این فرهنگ و از همه جاذبههای پایتخت میگیم و گریزی هم به اونچه که این شهر پرهیاهو از سر گذرونده میزنیم.
شاید براتون جالب باشه که بدونید این شهر چهطور تونست انقدر سریع روند رشدش رو طی کنه! جواب این سوالو باید از لابهلای تصمیمات پادشاهها درطی 3 قرن اخیر پیدا کنیم. شهر تهران بهنوعی فصل معاصر کتاب تاریخ ایرانه و دوانقلاب مشروطه و اسلامی رو از سر گذرونده. این شهر اتفاقات و درگیریهای زیادی رو تا به امروز شاهد بوده. اما سابقه تمدنی اون خیلی قدیمیتر از این حرفهاست. توی مناطقی از تهران فعلی مثل قیطریه، درروس، چندار، خوروین، تپهازبکی، گورستان ایگل و چشمهعلی نشونههایی از وجود تمدن در گذشتههای دور پیدا شده که نشوندهنده تمدن 9000 ساله این مناطقه.
در ابتدا همجواری با ری، که شهری پرآوازه با قدمتی به بلندای تاریخ تمدن بشری بود، باعث شهرت این روستای گمنام شد. کمی بعد یه زلزله ویرانگر و حملات وحشیانه مغول باعث سقوط ری شد و از اون فقط روستای حرم عبدالعظیم یا همون شابدوالعضیم امروزی بهجا موند. با سقوط ری کمکم روستایی که مردمانش از غارت کاروانهایی که به ری میرفتند روزگار میگذروندن، تبدیل به شهری پررونق شد. تاجاییکه در زمان تیموری میزبان مهمانهای خارجی پادشاهان شد.
بعدها با به قدرترسیدن حکومت صفوی تهران در مسیر رشد و ترقی قرار گرفت. شاه طهماسب در راه زیارت قبر جدش از قزوین به روستای عبدالعظیم کمکم به این شهر علاقهمند شد. اون توی تهران کاخ و باغها و ساختمونهایی ساخت و دستور داد که دور شهر رو با برج و بارو حصار بکشن و 114 برج به تعداد سورههای قرآن توی اون بسازن. کمی بعد شاهعباس چهارباغعباسی رو با چنارهای فراوان ساخت و دورش رو دیواری بلند کشید و توش قصرهای سلطنتی ساخت و اسمشو ارگ سلطنتی گذاشت. این ارگ که بعدها تبدیل به کاخ گلستان امروزی شد، اهمیت و شهرت تهران رو بیشتر کرد. با اضافهشدن درختها و باغها و بازارها و مهمتر از اینها، مسجدجامع و تعیین بگلربیگی (حاکم و فرمانده کل نظام) توسط شاهعباس، تهران رسما به شهری با عنوان دارالخلافه تبدیل شد و در این دوره چهار دروازه داشت.
در زمان حمله افغانها به ایران، نادر شاه افشار لشکر افغانها رو شکست داد و اونها رو از تهران بیرون کرد و به حکومت رسید. اما در زمان حکومتش این شهر پیشرفت و تغییر خاصی نکرد. اما بعد از دو دهه در سال 1137 شمسی (1172 میلادي) بهدلیل موقعیت استراتژیکی که داشت، مرکز عملیات جنگی کریمخان زند شد. او در ارگ صفوی توی تهران، به تخت نشست و خودش رو وکیلالرعایا نامید و توی محدوده ارگ چند عمارت ساخت ولی بعدش به شیراز رفت و اونجا رو پایتخت نامید.
بعد از مرگ کریمخان، آغامحمدخان که پسر رقیب شاه زند بود، بهسرعت به تهران اومد و تمام نواحی اطراف اون رو تصرف کرد. اون برای اولینبار تهران رو پایتخت ایران اعلام کرد و در نوروز سال 1175 شمسی، یعنی حدود 230 سال پیش، (مارچ 1796 میلادي) در ورامین تاجگذاري کرد. شاه قاجار ارگ دوران صفوی رو توسعه داد و ایوان تخت مرمر رو ساخت.
دلیل انتخاب تهران برای پایتخت موقعیت استراتژیک اون و احاطه شدنش با کوههای البرز بود که از نظر نظامی و راهبردهای جنگی موقعیت ممتازی ایجاد کرده بود. همینطور تامین آب شهر از بارندگیهای ارتفاعات البرز ونزدیکی به استرآباد و مازندران که خواستگاه ایل قاجار بود، هم دلایل مهمی بودن. ازطرفی نزدیکی به ایلات افشار و شاهسون در ساوجبلاغ و شهریار و خلجهای ساوه و عربهای ورامین که از هواداراهای آغامحمدخان بودن، مزید برعلت شد.
از اون زمان تهران اهمیت و جایگاه ویژهای پیدا کرد و جمعیت و امکانات با سرعت چشمگیری به اون سرازیر شدن. در این دوره با ساخت بازار قدیم تهران و مسجد شاه و گسترش محلهها، فرهنگ شهرنشینی تازهای هم ایجاد شد. بعد از شکست فتحعلیشاه از روسیه و جدایی قفقاز و مرو هم، تعداد زیادی مهاجرگرجی، لنکرانی، ایروانی و مروی به تهران اومدن و جمعیت تهران در زمان ناصرالدینشاه به 150 هزار نفر رسید. بههمین دلیل به دستور شاه، حصار طهماسبی تخریب شد و شهر گسترش پیدا کرد و اولین خیابون تهران بهنام ناصری ساخته شد که همون ناصرخسروی امروزیه. شاه قاجار دو ایرانی و یک مهندس فرانسوی رو مسئول گسترش شهر با نقشه جدید کرد و تهران جدید رو با حصاری شبیه باروی هشت ضلعی پاریس محصور کرد و سیزده دروازه براش ساخت که تا زمان پهلوی پابرجا بود.
در اون زمان اولین محلههای تهران شکل گرفتن. چالمیدون و چالحصار که بهدلیل خاکبرداری برای ساخت حصار تشکیل شده بودن، محله عودلاجان و سنگلج که محل تامین آب شهر بودن و محله بازار که همگی الان جزء بافت تاریخی شهر هستن. قسمتهایی از این محلهها در حالحاضر محدوده پارک شهر تهرانه و بخشی از محله بازار هم جز بازار فعلی تهرانه. در زمان ناصرالدینشاه سفرهای خارجی شاه، هم شکل و شمایل شهر و بناها رو عوض کرد و هم رفاه و تمدن رو به شهر آورد. تلفن، واگن اسبی، تلگراف، خط آهن و دوربین عکاسی از مظاهر تمدنی بودن که اون زمان وارد تهران شدن و جمعیت و رفاه بیشتری رو به تهران جذب کردن. هرچند که مردم از ابتدا با بعضی از اونها کنار نیومدن و به روایت روزنامه ناصری از ماشین دودی وحشت داشتن اما رفتهرفته این وسایل و سبکزندگی جدید بین تهرانیها جا افتاد. همینطور غذاهای فرنگی مثل اسلامبلی پلوی ترکی (استانبولی امروزی) و بهدنبالش کارد و قاشق و چنگال هم در این زمان به پایتخت اومد.
توی این دوره معماری غربی راهشو به بناهای شهر باز کرد و اول از همه ارگ سلطنتی با عمارتها و قصرهایی بهشکل اروپایی و فرانسوی گسترده شد. تالار اصلی، تالار آینه، کاخ ابیض، شمسالعماره، تکیه دولت و حرمسرای ناصری توی این دوره اضافه شدن. در زمان پهلوی بهجای تکیه و حرمسرا، بانکملی و وزارت دارایی و… ساخته شد. در این دوره کمکم با تعریض خیابونها و تخریب بافت قدیمی، شهر با نشونههای تمدن و شهرسازی غربی نو شد. با ورود معمارهای اروپایی و تغییر سبک استادکارهای قدیمی ایرانی شهر از شکل سنتی درومد و در سال 1311 اسم دارالخلافه از روش برداشته شد. توی دوره ناصرالدینشاه تغییرات فرهنگی و معماری و جغرافیایی و… تحتتاثیر غرب و اروپا شکل گرفت و مناسبات سرمایهداری و سلطهگری اروپا کمکم گسترده شد.
با انقراض قاجار و روی کاراومدن پهلوی بعد از جنگ جهانی اول، تهران پر از مهاجرهای خارجی شد. حصار ناصری تخریب و خیابونکشیهای جدید پهلوی شروع شد و شهر با پیدایش اقتصاد نفتی به مسیر توسعه افتاد. توی دو دهه حکومت رضا پهلوی دولت اجرای عمده پروژههای معماری رو دست گرفت و سبک معماری رو تعیین میکرد. این پروژههای وسیع بهسرعت چهره سنتی شهر رو مدرنیزه کرد و فرصتی ویژه برای معمارهای ایرانی و خارجی فراهم کرد. دروازهها و حصارهای قدیمی تخریب شدن و بهجای اونها، بلوارها و خیابونهای جدید و پیادهروهای مجزا شکل گرفتن. راههای اصلی به میدونهای اصلی میرسیدن که وسط هرکدوم، مجسمهای از یه قهرمان ملی بود.
به اینترتیب درطی 15 سال بهسرعت نظمی تازه در شهر نمایان شد که فرصتهای تجاری جدیدی برای توسعه شهری فراهم میکرد. ساختار شهر عوض شد. با همکاری معمارهای خارجی، ساختمونهای ارگسلطنتی و محله شاهی تبدیل به وزارتخونههای باشکوه شدن. از مهمترین میدونهای دوره پهلوی، شهیاد یا آزادی فعلی بود که در 50 هزار مترمربع ساخته شد. معماری اون تلفیقی از معماری مدرن و تزئینات نمادهای پیش از اسلام و پس از اسلامه که بیانگر هویت معماری ایرانی در گذشته است.
از اوایل دهه 40 شمسی، خانوادههای تهرانی که در مرکز شهر در خانههای زیبا ساکن بودن، توی تابستون بهدلیل گرمای طاقتفرسا به ویلاهای ییلاقی جدید ارتفاعات شمیران میرفتن. کمکم در دهه 50 شمسی این تهران متروک (قسمت مرکزی و جنوبی تهران فعلی که به که-ران یا آبادی گرمسیر معروف بود) به ییلاقات شمیران وصل شد. درواقع این کوچ تابستونه موجب گسترش عمودی شهر در محور جنوب به شمال شد و شهر از محوطه اطراف بازار تا دامنه البرز و تپههای سرسبز شمیران گسترده شد. از این زمان، طبقهبندیهای اجتماعی جدیدی براساس فضاهای شهری تازه شکل گرفت و شهر ساختاری دوگانه از مردم بالانشین و پائیننشین به خود گرفت.
بعد از اون طرحی برای گسترش افقی شهر در محور شرقی- غربی هم شروع شد. این طرح با ساخت مجتمعهای مسکونی در لویزان و اکباتان و شهرکغرب و بزرگراههای شرق به غرب و جنگلکاری و ساخت ترمینال مسافربری شهری، تونست از توسعه بیشتر شهر در نقاط جنوبی جلوگیری کنه. توسعه شهر تا زمان جنگ و قبل از حملات موشکی ادامه داشت. بعد از گذر از بحران 8 ساله دوباره راه توسعه باز شد و تا اوایل ده 80 شمسی وسعت شهر به بیش از 730 کیلومتر مربع و جمعیتش به بالای 7 میلیون نفر رسید. امروز تمرکز منابع و امکانات و فرصتهای شغلی و…، جمعیت این شهر رو به 12 میلیون نفر رسونده.
تهرانی که ازش حرف میزنیم، امروزه از شمال تا شمال غربی با رشتهکوههای البرز احاطه شده و از جنوب منتهی به کویره. درواقع تهران فعلی از اتصال مناطق گرمسیری کویری (کهران یا تهران قدیم) به ارتفاعات سردسیری شمالی (شمیران) بهوجود اومده. بههمین خاطر ترکیبی از آبوهوای سرد و مرطوب در ارتفاعات شمالی، معتدل و نیمهمرطوب در کوهپایهها و گرم و خشک در اقلیم کویری جنوب شهره. یعنی اگه از شمال به جنوب تهران برین، انگار که به سه شهر یا منطقه مختلف سفر کردین. توی زمستونها که در ارتفاعات بارش برف و بارون سنگینه، جنوب شهر هوای خنک ملایمی داره. بهخاطر آبشدن برف کوهها توی تابستون، رودخونههای زیادی در سطح شهر ایجاد میشن. این مسیرهای آبی قدیمترها به آبیاری باغها و پرکردن قناتهای شهر کمک میکردن.
کوه پوشیده از برف دماوند که یکی از نمادهای مهم ادبیات و افسانههای کهن ایرانزمینه، از مهمترین عارضههای جغرافیایی تهران و نماد این شهره. قله دماوند با 5678 متر ارتفاع در هوای صاف از تمام نقاط شهر دیده میشه.
تهران دارای 22 منطقه شهرداریه که با الهام از تقسیمبندی شهری پاریس ایجاد شدن. بعضی از این مناطق قدمتی طولانی دارن مثل شهرری، بازار تهران، سیتیر و میدان بهارستان (که از قدیم با تمرکز سیاسی شناخته میشده). بعضی دیگه اما نوظهورن مثل دهکده المپیک. بعضی محلات هم مثل شهرنو یا محله قدیمی کلیمیان، متروک و خالی از سکنه شدن. معماری بخشی از محلههای قدیمی تهران تحت تاثیر سفرهای خارجی پادشاهان اون زمان بوده، مثل شهرک اکباتان و غرب و محله نارمک که آمریکاییها اون رو طراحی کردن. بعضی محلهها مثل محله یهودیان هم، بهدنبال سیل مهاجرت اقوام و اقلیتهای مختلف به تهران ایجاد شدن.
تقاطع سیتیر و جمهوری که اسم قدیمیش چهار راه ادیان بود یکی از محلههای قدیمی تهرانه و هنوز هم بخشهایی از خیابون جمهوری حالوهوای اون روزهاشو داره. لالهزار هم یکی از قدیمیترین خیابونهاست که ناصرالدینشاه با الهام از شانزهلیزه ساخت. این خیابون از باغ مصفای لالهزار رد میشد و روزگاری نمادی از هنر و نوگرایی در ایران و تهران بود. تعداد زیادی تماشاخانه و سینما و سالن تئاتر توی این قسمت شهر بودن و بعدها با اضافهشدن کافهها و فروشگاهها و… لقب شانزهلیزه تهرانو گرفت. در تهران امروزی اما این منطقه در انحصار صنف لوازم برقیه و دیگه اثری از اون زیباییها نیست و جلوهای شلوغ و متفاوت گرفته.
اگه بخوایم از ریشه و دلیل نامگذاری این شهر پرماجرا بگیم، باید بگیم بعضیها معتقدن که تهران یعنی زیرِزمین. چون مردم این روستا از حمله دشمنان به زیرزمین پناه میبردن این نام رو روی شهرشون گذاشتن. اما منابع موثقتر میگن که تهران قبلا کَهران بهمعنی آبادی گرمسیر (کَه بهمعنای گرم و ران بهمعنای آبادی) بوده. بعدها تغییرات زبانی و چرخش آوایی بهخاطر راحتتربودن کهران رو به تهران تبدیل کرده. همچنین در گذشته تهران بهدلیل وجود چنارهای زیاد از زمان صفوی به بعد به چنارستان هم شهرت داشته.
از زمان پایتختشدن، تهران تغییر و تحولات عظیمی رو تجربه کرده که بسیار وسیعتر و عمیقتر از بزرگشدن شهر یا سازههای مدرن و گسترش مرزهای اونه. تهران حالا بعد از دویست و پنجاه سال پایتختبودن، بهراستی یه ایران کوچیکه! چراکه طیف وسیعی از فرهنگ و آدابورسوم، زبان و لهجه و گویشهای متنوع یک ایران رو در خودش جای داده. این ترکیب جمعیتی متنوع با خصوصیات متمایز، که در طی این سالها به تهران اومدن، و رفتهرفته در اون ساکن شدن، تغییرات و صفات تازهای رو توی این شهر رقم زدن. همه اقوام ایرانی، با پیشینه تاریخی و فرهنگی خودشون، نقشی توی سازندگی و اداره این شهر و ایجاد تغییرات و توسعه اون ایفا کردن. این تنوع فرهنگی بوده که با توزیع مشاغل و فعالیتهای حرفهای، به حیات و دوام شهر کمک کرده. اقوام مختلف ایرانی توی تهران قدیم هر کدوم به پیشه و کاری مشغول شدن و توانمندیها و صفات هر قومی یه تیکه از پازل سازندگی رو تکمیل کرد.
این روزها دیگه خیلی از اون تقسیمبندیها بهشکل گذشته وجود نداره، اما اونچه که واضحه اینه که همین تنوع و ویژگیهای منحصربهفرد اقوام ایرانی منجربه رشد و سازندگی تهران تا به امروز شده. با اینکه بعضی محلههای پایتخت مخصوص به قوم یا اقلیت مذهبی خاصی بود، اما این تقسیمبندیها به هیچوجه ساکنین ابن شهر رو از هم جدا نکرد. در سالهای اولی که تهران پایتخت شده بود، فقط اقوام ساکن در شهرهای دیگه به اون مهاجرت میکردن. اما از سال 42 شمسی به بعد، اصلاحات ارضی موج جدیدی از مهاجرت رو راه انداخت. اینبار تمام اقوام ایرانی ساکن شهرها و روستاها و حتی ایلات عشایر روونه تهران شدن. این ترکیب متنوع کنارهم بدون ستیزهجویی و اختلاف، همزیستی سالمی رو تجربه کردن و موجب رشد و شکوفایی این شهر شدن.
این همبستگی یک رشد فرهنگی رو هم رقم زد و از دل خردهفرهنگهای غنی ایرانی، فرهنگی پویا و مولد تهرانی رو بیرون کشید. این رشد همهجانبه در تهران شاهدی زنده بر این مدعاست که تفاوتها میتونن به تکامل منجر بشن اگر سایه سنگین تبعیض رو از روشون برداریم و فضایی با فرصتهای برابر برای شکوفایی همه گروهها ایجاد کنیم. ساکنین تهران بهعنوان یه ایران کوچیک ثابت کردن که تفاوتها مانع اتحاد ملی نیستن و برای یکپارچگی و اتحاد نیازی به همسانسازی و پاککردن رد پای تفاوتها نیست. کافیه از قابلیتهای متنوع و مکمل اقوام و فرهنگها برای ایجاد توسعهای پایدار کمک بگیریم. درنهایت این تنوع فرهنگی فضایی توی تهران ایجاد کرده که قدمزدن توی کوچهپسکوچههاش برای شناخت یه ایران کافیه!
حتی گویش تهرانی هم با ترکیبی از لهجههای مختلف بهوجود اومده. لهجه قدیم تهرانی کموبیش در شمیران و دماوند هنوز دیده میشه. در اون زمان که تهران در حال گسترش بود، اهالی ونک و شمیران به گویش مازندرانی و اهالی جنوب به گویش راجی شهرری و ساکنین غرب به زبان تاتی کرج گرایش داشتن. لهجه فارسی تهرانی امروزی، ادامه زبان ترکی قاجاریه که پادشاههای قاجار در این شهر رواج دادن، و به فارسی فتحعلیشاهی معروفه. این زبان تقریبا شبیه فارسی معیار مورد استفاده در مکاتبات اداری و رسانههاست.
حالا که کلی از تاریخ و جغرافیا و فرهنگ این شهر براتون گفتیم، میتونین با یه دید دیگه آماده گردش توی سطح شهر بشین. این شهر همیشه بیدار پرهیاهو، از شرق به غرب و شمال به جنوب، پر از جاذبههای طبیعی، شهری، تجاری و بناهای تاریخی-مذهبی و مراکز فرهنگی و هنریه. فرقی نمیکنه بخواین به یه گوشه دنج توی دل طبیعت پناه ببرین، یا اینکه با هیجانانگیزترین تفریحات مدرن سرگرم بشین. اهل دیدن آثار باستانی و موزه و بناهای تاریخی هستین یا دنبال پاساژگردی و رستوران و کافههای باحالین. هرچی که بخواین و هر سلیقهای که داشته باشین، تهران زیبا پیشنهادهای جذابی براتون داره. یه جستجوی ساده توی اینترنت میتونه لیست بلندبالایی از تمام نقاط تفریحی و دیدنی تهران براتون نمایش بده. ما فقط اشارهای کوچیک به بعضی از معروفترینهاش میکنیم و راهورسم تهرانگردی رو بهتون نشون میدیم تا به سلیقه خودتون یه گردش خاطرهانگیز بسازین.
مهمترین بناهای تاریخی شهر شامل کاخ گلستان و کاخ موزههای نیاوران و سعد آباد، عمارت مسعودیه، باغ نگارستان، مسجد سپهسالار و بازار تهران میشه. انواع موزههای ملی، آبگینه، فرش، جواهرات و رضاعباسی و آتشکده ری ساسانی و برج طغرل سلجوقی هم از دیدنیهای بینظیر تاریخی تهرانن.
طبیعت گسترده و متنوع تهران شامل انواع رودخونهها، چشمهها، آبشار و کوه و پارکجنگلیها و پیستهای اسکی و درههای تفریحیه. حتی اگه اهل ماجراجویی هستین، غارهای طبیعی مثل گل زرد، رودافشان و بونیک یا مناطق حفاظتشده و شکارگاهی از پارکملی کویر، خجیر و سرخهحصار و لار، برای شما گزینههای خوبی هستن. اگه هم بخواین از بناهای شهری مدرن دیدن کنین پل طبیعت که نماد طبیعت شهر تهرانه یا برج مخابراتی میلاد با انواع رستورانها و تفریحات و سرگرمیهای متنوع پذیرای شماست.
کافیه یه ذره ذوق گردشگری داشته باشین و یه همسفر پایه تا بتونین برای چند روزتون برنامه متنوعی از انواع تفریحات رو توی تهران بچینین. از اونجا که گردش بدون خوراکی معنی نداره، میتونین هر روز یه جلوه از این شهر رنگارنگ رو ببینین و کنارش هر بار طعمی جدید رو امتحان کنین. برخلاف تهران قدیم که غذاپزیهاش فقط دیزی و چلوکباب میپختن، امروز تنوع رستورانها و غذاها توی تهران هوش از سرتون میبره. فست فودها و رستورانهای بینالمللی به رستورانهای سنتی اضافه شدن و شهر پر از کافههای رنگارنگه. از همه جذابتر فودکورتهایی هستن که مجموعهای از انواع رستورانها رو تو خودشون جا دادن و میتونین با همسفراتون از این تنوع لذت ببرین. انواع این رستورانها رو میتونین توی مراکز تجاری هم پیدا کنین و بعد از یه خرید حسابی دلی از عزا در بیارین.
خوشمزههای تهران به همینجا ختم نمیشه. کافیه توی سطح شهر قدم بزنین تا کلی قنادی و کافههای قدیمی و قهوه فروشی ببینین. انواع شیرینیهای بینالمللی خوشمزه و قهوههای مرغوب رو میتونین توی کافهقنادیها امتحان کنین. علاوهبر اینها یادتون باشه هنوزم مثل گذشته میوههای تهرانو هیچجا نداره! کافیه سری به ییلاقات بزنین و سیب و گردوی دماوند، آلبالو و سیب گلاب شمیران، گوجه سبز و کشمش شهریار و آلبالو گیلاس فیروزکوه رو امتحان کنین. حتما تصمیم میگیرین که از این خوشمزهها واسه عزیزانتون هم سوغات ببرین.
میتونین سری به خیابون ویلا هم بزنین و از صنایعدستی مخصوص تهرانیها دیدن کنین و یه یادگاری از پایتخت با خودتون ببرین. انواع هنرهای رزین و خطاطی و زیورآلات دستساز رو توی گالریهای صنایعدستی در این خیابون و جاهای دیگه پیدا میکنین. مهمتر از همه، هنر نقاشی روی چرم و پارچهست که زاده تهرانه و در کنار محصولات زیبایی که از هنر سفال و نجاری و شیشهگری ساخته شدن، توی گالریهای هنری به فروش میرسه.
اگه اهل هنر و فرهنگ هستین، شهر تهران بهترین سینماها و سالنهای تئاتر با انواع امکانات و آخرین تکنولوژی صدا و تصویر رو برای هنردوستان داره. حتما سری به سینما آزادی یا پردیس ملت و… بزنین و از تماشای فیلم مورد علاقهتون لذت ببرین. اگه با خوندن این راهنما دلتون هوای یه گردش حسابی توی تهرانو کرد، سری به مقالات دیگه پاسارگاد هم بزنین. اول از جاذبههای این شهر بخونین و بعد از شنیدن قصههاشون به دیدنشون برین.
نویسنده: سمانه عبدی
من همبازی کلماتم. با واژهها سکوتم رو فریاد میزنم، به ادراکم شکل میدم، احساسم رو رنگ میزنم. اندیشههام رو روایت میکنم و به تماشای خیال میرم. من هر روز در سرزمین سبز واژهها کنار دروازههای معنا، زیر سایه آگاهی، اردو میزنم
شایان
1402-05-17 در 16:13عااالی بود…بسیار روان و تاثیر گذار👌👌